به گزارش ثریا عظمت و بزرگی نهجالبلاغه به عنوان منبعی برای حکمت و اصول سیاسی و انسانی اسلام، همواره توجه اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان را به خود جلب کرده است. این کتاب که مجموعهای از خطبهها، نامهها و حکمتهای امام علی (ع) است، راهنمایی برای زندگی بهتر بشریت فارغ از هر دین و مذهبی محسوب میشود.
شخصیتهایی چون میرزای شیرازی و محمد عبده از پیشگامان توجه به این اثر گرانسنگ بودند و در انقلاب مشروطه نیز نهجالبلاغه نقشی برجسته ایفا کرد. آیتالله مطهری تأثیر عمیق این کتاب بر کتاب «تنبیهالامه» علامه نائینی را ستوده و آن را تفسیری دقیق از توحید اجتماعی و سیاسی اسلام با استناد به قرآن و نهجالبلاغه دانسته است.
با آغاز نهضت اسلامی در دهه چهل شمسی، توجه به این کتاب با تأکید امام خمینی (ره) و تلاش متفکرانی چون آیتالله طالقانی، آیتالله خامنهای و شهید مطهری احیا شد. این اندیشمندان از نهجالبلاغه به عنوان منبعی برای استخراج اصول حکمت سیاسی اسلام بهرههای فراوانی بردند.
تفاوت عاقل و احمق در کلام امام علی (ع)
حضرت امیرالمؤمنین (ع) در حکمتهای ۴۰ و ۴۱ به زیبایی تفاوت بنیادین انسان عاقل و احمق را در نحوه سخن گفتن بیان میکنند: «زبان عاقل پشت قلب اوست و قلب احمق پشت زبانش». این دو عبارت یک حقیقت را آشکار میسازند: انسان عاقل ابتدا میاندیشد و سپس با فرمان عقل سخن میگوید، اما فرد نادان بیفکر حرف میزند و سپس در پی جبران خطاهایش برمیآید.
زبان؛ حیوانی درنده که باید مهار شود
حساسیت مولا علی (ع) نسبت به زبان در حکمت ۶۰ به اوج خود میرسد، آنجا که میفرمایند: «زبان، یک حیوان درنده است که اگر رهایش کنی، میگزد». به همین دلیل، انسان خردمند همواره در پیامدهای گفتار خود تأمل کرده، کمتر سخن میگوید اما سخنانش سنجیده و درست است.
ایشان در حکمت ۳۸۱ نیز تأکید میکنند که کلام تا زمانی که بیان نشده در اختیار توست، اما پس از بیان، تو در بند آن خواهی بود. از این رو توصیه میکنند: «پس زبانت را حفظ کن، همانگونه که طلا و نقرهات را حفظ میکنی، که چه بسا یک کلمه نعمتی را بگیرد و عذابی را به همراه آورد».
نتیجهگیری نهایی: عاقل همان مؤمن است
در نهایت، امام علی (ع) در خطبه ۱۷۶، ضمن توصیه به هماهنگی زبان و دل، به یک جمعبندی شگفتانگیز میرسند. ایشان میفرمایند که زبان مؤمن پشت قلب او و قلب منافق پشت زبان اوست. از این عبارت میتوان نتیجه گرفت که در منطق اهل بیت (ع)، «عاقل» همان «مؤمن» است که با تفکر و ایمان سخن میگوید و «احمق» همان «منافق» است که بدون اندیشه، هر آنچه به زبانش میآید را بیان میکند.